المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

170

مروج الذهب ( فارسى )

دريا پيش رفته است و در كشور او عنبر بسيار باشد و فلفل اندك و فيل بسيار دارد و ميان ملوك نيرومند و مغرور و گردنفراز باشد و غرورش از قومش بيشتر و گردنفرازيش از اقتدارش فزونتر است و مجاور اين پادشاه پادشاه موجه است كه مردمش سفيد پوست و نكو منظر و زيبايند و گوشهايشان سوراخ نيست و اسب بسيار و سپاه غلبه ناپذير دارند و مشك در ديار آنها چنان كه سابقاً ضمن سخن از غزالان و وصف آهوانشان بگفته‌ايم بسيار باشد و اين قوم چون مردم چين لباس پوشند و جبالشان مرتفع باشد با قله‌هاى سپيد و در همهء سرزمين سند و هند و ممالك ديگر كه بر شمرديم كوههايى بلندتر و منيع‌تر از آن نيست و مشك معروف منسوب به آنجا است و دريانوردانى كه آن را حمل كرده‌اند نيك شناسند كه مشك معروف به موجهى است . و مجاور پادشاه موجه مملكت ماند است كه شهرهاى بسيار و آبادىهاى وسيع و سپاههاى بزرگ دارند و ملوكشان همانند ملوك چين كه ضمن اخبارشان گفته‌ايم خادمان و خواجگان را در امور كشور از كار معادن و وصول ماليات و ولايات و اعمال ديگر به كار برند . و ماند مجاور چين است و فرستادگان با هديه‌ها فيما بين آنها آمد و شد دارد و ميانشان كوههاى بلند و گردنه‌هاى سخت است . مردم ماند دلير و جنگاور و نيرومند باشند و چون فرستادگان شاه ماند بكشور چين در آيند شاه چين كسان بر ايشان گمارد و نگذاردشان در چين بگردند تا مبادا راهها و رخنه‌هاى آن ديار را بشناسند كه كشور ماند در نظر آنها اهميت بسيار دارد . و اين مردم هند و چين كه ياد كرديم و اقوام ديگر در ديار خويش در كار خوردن و نوشيدن و ازدواج و علاج و داغ كردن به آتش و امور ديگر اخلاق و رسوم خاص دارند ، گويند كه جمعى از ملوك ايشان باد را در اندرون خويش نگه ندارند كه آن را مرضى زيان آور شمارند و در همه حال رها كردن آن را اهميت ندهند و رفتار حكماى ايشان نيز چنين باشد كه بر طبق رأى آنها نگهداشتن باد بيمارى